بر خلاف آنچه اغلب گفته می شود، تاریخ هرگز تکرار نمی شودو هر رویداد تاریخی تنها یکبار در گذار تاریخ روی می دهد.جمله معروف" تکرار تاریخ به صورت کمدی" در واقع ترجمان فلسفی نظرگاه بالاست.هرچند که رهیافت تاریخی یکی از روش های مطالعه علم سیاست است و این شاید به دلیل خویشاوندی نزدیک علم سیاست و تاریخ است." علم سیاست دارنده واقعیت هایی است که هنوز در مالکیت مورخین است و عملا تاریخ همان علم سیاست در گذشته هاست و علم سیاست همان تاریخ در عصر ماست." با این اوصاف این سخن نباید به افراطی گری در این زمینه منجر شده و تلاش شود که منطق منازعات سیاسی صرفا با ارجاعات تاریخی توضیح داده شود.چنانکه اکنون به شیوه ای مکانیکی و غیر علمی کوشش می شود که با شبیه سازی عصر حاضر با دوران صدر اسلام ، مسائل بوجود آمده پس از انتخابات توجیه و حقانیت
1-« ... هر خرجی که برای مهاباد و پیشرفت امر انجام بشود ، در مقابل اهمیت سیاسی آن گذشته از این که ناچیز است ، از لحاظ مادی هم چندین برابر به عواید دولت اضافه خواهد نمود.بنده هم در مقابل دینی که به کشورم دارم متعهد می شوم ان منطقه را از خطر بزرگی که در پیش است نجات دهم و در هر حال توجه فوری و جدی دولت شاهنشاهی نسبت به مهاباد اگر تاخیر شود خسارات مادی و معنوی مهمی به کشور عاید خواهد شد.»
یادداشت کوتاهی که پیرامون هیجدهمین سالمرگ دکتر قاسملو نوشتم ، در اطراف خود حرف و حدیث فراوان پدید آورد.و بقول آقای سید هاشم هدایتی در مواردی به « بحث مسلحانه » هم کشیده شد!سهم اصلی اما در این میان مربوط به خواننده عزیزی بنام آقا یا خانم « سروه 2» بود که با درج نوشته ای مفصل و دور و دراز که بیشتر به ادعانامه ای قضایی علیه قاسملو می مانست، فضای بحث را داغ و در مواردی هم ملتهب نمود.ایشان البته در برخی موارد ، خوانندگان
احمد اماني
مدتی است نکته ای بسیار شگفت در فرهنگ عام مردم خاورمیانه -از هر گروه و جامعه ای- ذهنم را بشدت به خویش مشغول کرده است. آن هم وجود دستواژهها(اصطلاح) و ضربالمثلهای فوقالعاده شگفت در فرهنگ عام مردم خاورمیانه که سدی بس عظیم و بزرگ بر گسترش و توسعه اندیشه صلح باور است.
ناصر ايرانپور
در چند هفتة اخير چندين منطقة مرزی کردستان عراق توسط نيروهای حکومت اسلامی ايران با همراهی حکومت ترکيه به توپ بسته شدهاند. توجيه دولت ايران برای اين اقدام اين بوده است که نيروهای پژاک که بر عليه نيروهای نظامی دولت ايران در کردستان ايران عمليات چريکی انجام میدهند، در اين مناطق بسر میبرند، هر چند سياستمداران و حکومت اقليم کردستان و حتی جلال طالبانی بارها اظهار داشتهاند که حتی يک نفر پژاکی در اين مناطق ديده نمیشود و در اين توپبارانها يک قطره خون از بينی يک پژاکی نيامده است
احمد امانی
هر ملت و كشوري، حيواني را به عنوان نماد و سنبل خويش برگزيده، اين يكي شير و آن يكي عقاب و ديگري ببر، خرس، خروس، گرگ، روباه و... درنگاه اول اين نشان از علاقه و احترام بشر به حيوانات است اما سئوال و نكته اساسي اينجاست: پس چرا هرگاه كساني چون جرج ارول كتابي و داستاني با نام دهكده حيوانات مي نگارند چنين از سوي بشر سرزنش مي شوند؟
صبح 25 مرداد در داروخانه ام مشغول کار هستم.روزی مثل همه روزهای دیگر.حدود ساعت 10 صبح فردی وارد می شود وبا فارسی آمیخته به لهجه ترکی ، تقاضای بسته ای قرص می نماید. درخواستش را درست متوجه نمی شوم.با طعنه می گوید: دکتر! 25 گه لاویژ پاک حواست را ربوده است! در جوابش میگویم نه به خاطر آن نیست. به خاطر در گذشت مهندس ادب است.ما کردها قدر بزرگان و رفتگان خودمان را می دانیم!خبر در گذشت مهندس را نیم ساعت قبل از طریق SMS دوستان شنیده ام و لحظه ای که مهمان ناخوانده وارد شد در اینترنت مشغول پیگیری جزئیات آن بودم.
یادداشت ذیل را شهریور سال گذشته ، به مناسبت توقیف شرق و « کودتا » در هفته نامه پیام کردستان نوشتم.چند ماه بعد پیام کردستان برای همیشه ساکت شد و شرق هم این روزها احتمالا به غروب ابدی رفت.به همین دلیل بی مناسبت ندیدم که یادداشت مزبور را در این وبلاگ منتشر نمایم.
"يك عصر در مورد عصري ديگر دچار بدفهمي مي شود، يك عصر كوچك و حقير در مورد همهي ديگر اعصار به شيوهي زشتِ خاص خود دچار بدفهمي مي شود1 " ويتگنشتاين
اساساً ذهتيت تاريخي اكراد يعني شكاف، يعني انشقاق، ، شكافي بس عميق كه تمام تحولات كردستان از مادها تا به امروز را شكل داده است. حقيقتاً "وسوسهاي بزرگ است، خواست آشكار كردن [ژرفناي] روح...2 "
هيلي خهوتوو لهگهل مندالاندا رفيق بوو. مندالانيش هيلي خهوتوويان خوش ئهويست. چونكوو ههركات ماموستاي قوتابخانه مندالاني جهريمه دهكرد، هيلي خهوتوو بارستاي جهريمهكهي كهم دهكردهوه. جاريكيان ماموستا منداليكي جهريمه كرد و وتي: «ئهبي ده دهقيقه له سهر لاقيك راوهستي.» هيلي خهوتوو ناوبژي كرد و جهريمهكهي هاورده سهر پينج دهقيقه. ههر وهها دهستهيهك له مندالان، هيلي خهوتوويان له دايكيان ئهشاردهوه و ئهترسان گهر به جيرهكهيان بزانيت، بهشيكي لي بقرتينيت.
در هیجدهمین سالمرگ دکتر عبدالرحمان قاسملو ، بیش از هر زمان دیگری غیبت و خلا حضور او در جنبش کردی نمایان است.نیاز به توضیح ندارد که جنبش کردی در سالهای متمادی بعد از مرگ او هیچگاه نتوانست " رهبر"ی در حد و اندازه های وی معرفی نموده و همین ناتوانی و بی سر شدن جنبش باعث شد که کم کم در تعریف علمی خود بسیاری از مولفه های ضروری جامعه شناختی را از دست داده و و تا حد نوعی مقاومت اجتماعی با ویژگیهایی چون مدنی بودن و پررنگ شدن صبغه فرهنگیش ، بازتعریف شود.اما علیرغم اینها نمی توان از اهمیت نقش تاریخی قاسملو در مقطعی مهم از جنبش کردی و تاثیرات ماندگار بعدی آن و نیز مجادلات فعلی بر سر میراث سیاسی او به اسانی گذشت.
((يكبار- و شايد به حق- گفته ام: فرهنگ پيشين بدل به كوهي از ويرانه ها و سرانجام تلي از خاكستر خواهد شد اما ارواح برفرازش شناور خواهند بود)) – ويتگنشتاين
به دور از هرگونه توهم و ذهنيت شوئينيستي تاريخ اكراد يعني 150 تا 200 سال گذشته و مابقي تا بدو خلقت اين تاريخ خوشبختانه در ابهامي و ادبياتي شفاهي خلاصه مي شود، بي شك يكي از مهمترين ويژگي آغاز تاريخ هر ملتي مكتوب كردن زبان مادري است در كنار اين شاخصه فوق العاده مهم، پديده هاي ديگري چون خلق هنرهاي تجسمي، معماري و شكل گرفتن تمدن شهري مي توانند نشان دهنده آغاز تاريخ ملت شدن جمع و قومي عشايري باشند تا 200 سال قبل هيچ نشاني از اين گونه آثار در ميان اكراد يافت نمي شود.
(تنها آن کسی که به خاطر وضعیت تاسفبار موجود متالم است و می خواهد بار را به هر قیمتی از شانه خود بردارد احتیاج به تاریخ انتقادی دارد یعنی محكوم کردن تاریخ1) نيچه
اساساً ذهنیت تاریخی انسان ایرانی یعنی تجاوز: حمله اسکندر مقدونی، حمله اعراب، حمله مغولان، حمله افغان، حمله عثمانی ها، حمله روس ها و ... و حمله چند روز پیش عراق به ایران و ... کدام
امروز دهمین سالگرد رویداد تاریخی دوم خرداد بود. رویدادی بغایت مهم و تاثیر گذار که ارزش آن را داشت ، در مورد آن به تفصیل بنویسم.اما متاسفانه گرفتاریهای شغلی تقریبا شبانه روزی مانع این مهم شد.لذا تصمیم گرفتم در این مجال اندک به روایت خاطراتم از آن روز تاریخی 10 سال پیش بپردازم.
ده سال قبل روز دوم خرداد مصادف با آخرین روز خدمت سربازیم در بیمارستان شاهیندژ بود.صبح آن روز اما در مهاباد بودم و می خواستم ظهر برای گذراندن اخرین روز سربازی و تسویه حساب به محل خدمتم در شاهیندژ برگردم.
مصاحبه هفته نامه کرفتو با صلاح الدین خدیو
درآغاز تاریخچه ای از چگونگی شکل گیری جنبش دانشجویی و ماهیت آن را در کشور بیان نمایید
دانشگاه در کشور ما پدیده ای وارداتی و نسبتا جدید است.تقریبا همزمان با سالهای نخست تاسیس دانشگاه در ایران فعالیت های دانشجویی هم به نوعی آغاز می شود.البته این معدود حرکت ها در سالهای حکومت رضاشاه بیشتر ماهیت صنفی دارد. در سالهای 20 هم دانشگاه محل فعالیت احزاب خارج دانشگاه مانند حزب توده و گروههای ملی می شود.بعد از کودتای 28 مرداد است که دانشگاه کارکرد سیاسی و مبارزاتی پیدا کرده و از دل آن جنبش دانشجویی سر بر می آورد
نگاه مهمان
دلشاد صالحزاده – سردشت
کورتهی وتار، له پاییزی ساڵی 1358 به هاتنی ههیئهتی سێ نهفهره بۆ مههاباد، کاتێکی تایبهتم بۆ چاو پێکهوتن وهرگرت و بۆم دهرکهوت که ئهو ههیئهته و ههیئهتی به نێو خهلقی کورد، خهتی یهکتر ناخوێننهوه و شهڕ درێژهی دهبێ. ناچار ڕووم له عهباسی- فهرماندهی هێزی حدکا- نا تا دهرفهتی گوللهبارای شاری مههاباد، بهدهستهوه نهدا. له 31 / 5 / 59 عهباسی خۆی بۆ ڕاگوێزتنی هیزی حدکا له مههاباد سازدا. بهڵام بهدوای ئهو ههڵوێسته بهجێیهی کوژرا. بهداخهوه جێگرهکانی، وێرای چهپی کورد، لهخهتی پێشوودا مانهوه. له ئاکامی ئهو ڕهوته، وهڵات به تایبهت شاری مههاباد، تووشی کوشتار، خهسار، بێدهسهڵاتی، بهشخوراوی و دابهشکراوێکی پتر هات:
از همه خوانندگان و مراجعه کنندگان سایت بدلیل تاخیر وکم کاری در نوشتن مطالب جدید پوزش میطلبم و نیز از نویسندگان و ارسال کنندگان مقالات به دلیل تاخیر در قرار دادن آن در وبلاگ. حقیقت آن است که در یکماهه اخیر درگیر یک گرفتاری پیچیده شغلی هستم که به دلایلی چون بغرنج بودن و وجود طرفهای متعدد در آن و نیز حضور دو طرف دعوای اصلی ، شبیه پرونده هستهای ایران شده است!
بیژه ن قارهمانی
دوو حهوتوونامهی پهیامی کوردستان وهک گوڤارێکی ئهده بی،رووناکبیری،سیاسی،ئابووری و کۆمهڵایه تی پاش دووساڵ کاری به ردهوام له شاری مههاباد به خاوهنداریتی بهرێز د . ئهردهشیر سهدرهدینی ماموستای زانکؤ ، بڕیاری محکهمهی داد پێش چاپ و وهشانی بۆ ههمیشه گیرا و کوتایی به تهمهنی هات.
شیی کرنهوهی ئهو زهمهنهی پهیامی کوردستان تێی دا کار و ئهرکیی راگهیاندنی دهکرد رهنگه زۆر ئاسان نهبێ، چوون دوو قۆناغ له خۆی ده گری،ههم له ئاستی ئاڵوگورهکانی ناو وڵات به گشتی و کوردستان به تایبهتی ، ههم سهبارهت به دهستهی
اشاره: در محاورات و ادبیات متداول، شورش مردم برای تغییر سیستم حکومت یا کسب استقلال، انقلاب نامیده می شود. انقلاب هایی که از قرن هیجدهم تاکنون روی دادهاند، دو گونهاند: یکی برای کسب استقلال (رهایی از سلطهی بیگانه) و دیگری برای تغییر سیستم حکومت. اما منظور کومونیست ها از انقلاب، تغییر طبقاتی نظام حاکم است
دلشاد صالحزاده - سردشت
توسعه پروسه ا یست تدریجی و تکاملی با لحاظ کردن اصولی و عقلانی بافت مبدا(نقطه غیر توسعه یافته) که تعریف اصولی مبدا ( شرایط جاری ) و ترسیم مقصد ( هدف و استراتژی) ، ضروری و اجتناب ناپذیر می باشد که در بین راه و اکتیو شدن تدریجی توسعه، تاکتیکهای (مشکلات و کمبود ها و نیازهای تعریف شده و غیر تعریف شده) باید متصور شد.
میزان توسعه موجود درکشورهای توسعه یافته می باشد با سه زیر شاخه اجتماعی، سیاسی، اقتصادی که تعیین میزان رعایت و ضمانت اجرایی آنها حول محور معیارهای استاندارد جهانی توسعه و ارگانهای مرتبط با آنها انجام می گیرد .
۱ـ سال ۱۳۸۵ برای من نشانه و نمادی بر پایان دوره ای از فضای نسبتا باز و گشایش مطبوعاتی در کردستان بود.دو نشریه جدی و پر طرفدار روژهه لات و پیام کردستان هردو در این سال به آخر خط رسیدند.اگر در ایران دوره جدید آزادی مطبوعات بیشتر حول و حوش سالهای ۷۷و ۷۸بود ، در کردستان بدلیل سنگینی نگاه امنیتی و فضای خاص سیاسی و نیز عدم وجود نسلی از روزنامه نگاران مجرب و حرفه ای بهار مطبوعات چند سال دیرتر شکوفه داد.شاید سبز ترین چهره این بهار نیمه اول سال ۸۴ بود که پنج هفته نامه سیروان ، آشتی ، ئاسو ، روژهه لات و پیام کردستان که هریک به سبک و سیاقی منتشر می شدند
در 21 فوريه سال 1952 سه دانشجو در پاكستان طي تظاهراتي براي به رسميت شناختن زبان بنگالي جان باختند و يونسكو در نوامبر 1999 اين روز را روز جهاني زبان مادري اعلام نمود. در واقع اين تصميم يونسكو براي مقابله با امواج جهاني سازي(با جهاني شدن فرق دارد) و در جهت مقاوم نمودن ملتها و حمايت از زبانهاي در معرض نابودي و نيز زبانهايي است كه به دلايل گوناگون امكان رشد و بالندگي نيافته و در معرض نابودي و سياست يكسان سازي ملتها و دول حاكم قرار گرفته اند. مهمترين اهداف يونسكو از بذل توجه ويژه به زبان مادري عبارتند از
چالش میان ایران و آمریکا دربحرانی ترین وضعیت خود قراردارد. این جمله یامضامین نزدیک به آن درروزهای اخیر درمحافل عمومی یا سیاسی، اقتصادی و... وحتی مجامع خصوصی وخانوادگی بسیار مطرح بوده و افکارعمومی شاهد تحلیل های فراوانی پیرامون آن بوده است. بغیراز دستگاه تبلیغات رسمی ایران که تنها بازتاب دهندة نظرات بخش محافظه کار و اخیراً اقتدارگراي حاکمیت است تقریباً اکثریت قریب به اتفاق رسانه های دنیا شرایط موجود را بسیار وخیم توصیف کرده و براین نکته تأکید دارندکه تندی شیب تقابل ایران و آمریکا بانقطة برخورد و رویاروئی مستقیم فاصلة اندکی داشته و به بهبود اوضاع نیز امید چندانی وجود ندارد.
گفتگوی هفتهنامهی دیدگاه با صلاحالدین خدیو
شما به عنوان یكی از فعالین دانشجویی كه در چند سال گذشته در دانشگاهها فعالیت داشتهاید، چه تغییرات محسوسی را در فضای فرهنگی دانشگاهها مشاهده میكنید؟
دکتر خدیو:بعد از روی کار آمدن دولت اصولگرا و بسته شدن بیش از پیش فضای مدنی ، دانشگاه ها هم که همواره در کانون جنبش ها و حرکت های دمکراتیک و آزادیخواهانه کشورمان قرار داشته اند با فشارها و تضییقات جدیدی روبرو شدند.بطور مشخص نهادهای متولی آموزش عالی مانند وزارت علوم و وزارت بهداشت راسا دست اندرکار اعمال فشار و ایجاد محدودیت برای فعالیت های دانشجویی شده اند.در سالهای پایانی دولت خاتمی اگرچه فعالیت نهاد هایی مانند دفتر تحکیم وحدت روز به روز محدودتر میشد اما هنوز مجالی برای انتشار نشریات دانشجویی مستقل و فعالیت های فوق برنامه و برگزاری مراسمات و سمینارها و جود داشت.
يادداشتی پيرامون توقيف نشريهی »پيام کردستان«
ناصر ايرانپور
پيام « کردستان» توقيفشده از خيلی لحاظ قابل بررسی است: از لحاظ فن و سبک روزنامهنگاری، از لحاظ سمتگيری محتوا و مضامين مطالب چاپ شدهی آن، از لحاظ استقلال و يا وابستگی مالی ـ سياسی ـ ايدئولوژيک و دوری و نزديکی آن به قدرت سياسی، از لحاظ غنا يا عدم کيفيت مطالب آن، از لحاظ موثق و ناموثق بودن منابع خبری آن، از نظر بهروز بودن و تنوع موضوعی و فراگير بودن يا نبودن آن و غيره. حقيقتاً هر کدام از اين معيارها را مبنا قرار دهيم، اين نشريه در دورهی دوم خود ناجح و سربلند بيرون نخواهد آمد، طوريکه در ارتباط با آن قادر نيستيم به لحاظ تخصصی از يک نشريهی متعارف و امروزی سخن به ميان آوريم. با اين وجود بايد پايان دادن به حيات آن را ضربهی ديگری بر آزادی مطبوعات محسوب نمود. اين دوهفتهنامه، اما، صرف نظر از اين توقيف نيز سرنوشت تراژيک و آموزندهای داشت که موضوع سطور ذيل است.
( یادداشت مهمان) عبدالعزیز مولودی
شنیده شد كه هفته نامه "پیام كردستان"مهاباد، توقیف ولغو پروانه گردیده است. هر چند درشرایط فعلی شنیدن خبرهایی از این دست غیرعادی نیست وبه دلیل كوتاه بودن دیوار مطبوعات در كشور هر كس میتواند جلو نشر مطبوعات را كه ازحقوق اساسی مردم به شمار میرود بگیرد ؛ اماباعث تاسف است چرا كه تعطیلی هر نشریه (هر چند خارج از قواعد روزنامه نگاری نیزمنتشر شود)لطمهای است كه فضای نرم اجتماعی میخورد.مطبوعات حتی در سیستم های استبدادی مجرایی برای گشودن آزادیها و بسط جامعه مدنی اند،در اندیشه دمكراسی نیز یكی از اركان چهارگانه جامعه مطبوعات آزاد است. بنابراین افزایش تعداد نشریات یكی از ضوابط یا نشانههای جامعه درحال تغییر(در روشهاورفتارها) است
۱ - پیام کردستان در میان سکوت و بی تفاوتی نسبی افکار عمومی ، لغو امتیاز شد.حکمی غیرمنتظره و سنگین ( در برابر حکم معمول توقیف موقت ) که بندرت درباره روزنامه ها و جراید صادر می شود.یادداشت ذیل که عنوان آن را از کتاب مرحوم مهندس بازرگان « انقلاب ایران در دو حرکت » وام گرفته ام ، به این بهانه قلمی شده است. بازرگان کتاب مذکور را در سالهای اوایل دهه شصت شمسی برای توصیف دو مرحله و دو روند در تاریخ انقلاب به رشته تحریردر آورد.مرحله اول از روزهای آغازین آن در سال 57 تا بهار سال 1360 که انقلاب روندی متساهل و فراگیر داشت و تقریبا عموم جریانات سیاسی و فکری گوناگون آنروز جامعه را در بر می گرفت
هێربێرت ماركووزه، باوكی چهپی نوێ و فهیلهسووفی ماڕكسی به ڕهچهڵهك جوولهكه، كاتی شهڕی ژوئهنی 1967، وهك «شهڕڕێكی پێویست» دیفاعی له «مهوجوودیهتی» دهوڵهتی ئیسرائیل كرد. ماركووزه، ئیسرائیلی به «شهڕڕ و نگریس» دهزانی چونكه له ولآتێك دامهزرابوو كه داگیری كردبوو. بهڵام له ههمان كاتیشدا بوونی به پێویست دهزانی، چونكه به باوهڕی ماركووزه ئهگهر له سهردهمی هۆلۆكاستی نازییهكاندا، دهوڵهتێكی جوولهكه ههبا، لانیكهم پهناگا و پشتیوانێك بۆ جوولهكه لێقهوماوهكانی سهردهمی شهڕی دووههمی جیهانی دهستهبهر دهبوو و ڕێژهی قوربانیانی هۆده گازییهكانی ئاشۆیتس و داخائۆ دههاته خوار.
دیاره له زانستی فهلسهفی سیاسیدا، زۆر فاكتهر و هۆكاری جیاواز و جۆراوجۆر بۆ پێكهاتنی دهوڵهت له كۆمهڵگادا دێته گۆڕێ. وهك پێداویستی ڕاهێنانی سیاسی، ئابووری، نیزامی و... كۆمهڵگا. بهڵام ئهمه كه ماركووزه داكۆكی له سهردهكرد، به تهواوی لهم فاكتهره ئیجابییانه جیاواز بوو و ڕۆحێكی سهلبی ههبوو.
گفتگوی مفصل روز نامه نگار کرد آقای خالد محمد زاده با دکتر علیرضا نظمی افشار رئیس گروه ناشناخته موسوم به « کمیسیون دیپلوماتیک آذربایجان جنوبی » فارغ از محتوای تکان دهنده و نفرت انگیز آن ، سویه های نگران کننده و مخاطره آمیز دیگری هم داشت ؛ نقش رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی در شخصیت پردازی و بر ساختن پدیده ها و بازنمائی پدیدار هایی که در عالم واقعیت به گونه ای متفاوت وجود دارند! سویه هایی نگران کننده که در عین حال می توانند آگاهی بخش هم باشند